بپذيرد. همه‌ٴ اينها ما را از علم محض دور مي‌سازد، ولي نشان‌دهنده‌ٴ عقل سليم اوست‌. مكاشفات بي‌غرضانه‌ٴ يك قديس مطلبي است و پيشگويي‌هاي اخترگويانه‌ٴ يك هوادار مطلب ديگر.
7. فيزيك‌. از مثال‌هاي مشخصي كه غالباً لانگنشتاين آورده‌، روشن مي‌شود كه عميقاً در مورد پديده‌هاي فيزيكي مي‌انديشيده است‌. در مورد خلاٴخاطرنشان شد كه وقتي دو جسم تخت‌ را محكم به يك‌ديگر بفشارند، جداكردن آنها خيلي دشوارتر است از موقعي كه ميانشان قدري‌ هوا باشد؛ مثلاً وقتي جسم تختي بر روي آب قرار مي‌گيرد، مي‌توان با بلند كردن آن جسم‌، اندكي‌ سطح آب را بالا آورد. به نظر مي‌رسيد وي در صدد ترك عقيده‌ٴ ارسطو داير به ناممكن بودن‌ خلاٴاز نظر منطقي بود.
برخي سوٴالات در مورد مناظر و مراياي جان پكهام (سيزدهم ـ2) در چاپ سال 1503، به وي‌ نسبت داده شده (هم چنان كه به اُرام هم نسبت داده شده است‌). اين سوٴالات شامل بحثي در باب‌ رنگين‌كمان است‌، كه نظريه‌ٴ عرضه شده توسط ديتريش فرايبورگي را در آغاز سده‌ٴ چهاردهم به‌ ياد مي‌آورد.
لانگنشتاين در سال 1373 اظهار كرد در نقاط مختلف نروژ جاذبه‌ٴ آهن ربا متفاوت است‌. اين‌ بدان معنا نيست كه وي از انحراف مغناطيسي خبر داشته‌، بلكه فقط نشان مي‌دهد از برخي‌ بي‌نظمي‌هاي مغناطيسي ناشي از كانه‌هاي آهن در آن كشور خبردار شده بوده است‌. ولي در مورد اين‌كه انحراف مغناطيسي را شناخته باشد هيچ اشكالي ديده نمي‌شود؛ چون چنين انحرافي‌ همين كه زياد باشد كاملاً قابل روٴيت است‌؛ يك چنين اطلاعي به معاصر وي چاسر هم نسبت‌ داده شده (هرچند قابل اثبات نيست‌).
8. کیمیاگري‌. لانگنشتاين كه ناگزير بود به امكانات بي‌پايان موجود در تركيبات فراوان طبيعي‌ بينديشد، به شدت مستعد قبول ادعاهاي كيمياگران بود. آنان تحت شرايطي حتي قادر به ساختن‌ طلا بودند، چرا كه نه‌؟ ولي كيمياگري را نبايد با علوم خفيه مخلوط كرد.
وي به‌وجود گازهاي مختلف درهوا معتقد بود ــ آنها را ابخره مي‌ناميد ــ كه اجزاي‌ سازنده‌ٴ اجسامي هستند كه زماني پديدار مي‌شوند.
9. زيست‌شناسي‌. در برخي آثار لانگنشتاين افكار زيست‌شناسي جسورانه‌اي به چشم‌ مي‌خورد كه بايد به اختصار بيان كرد. وي مي‌كوشد خلق‌الساعه (پيدايش خود به‌خودي‌) را توجيه كند (از قبيل پيدايش موش‌، كرم‌ها، كرم گوشت‌). پيچيدگي طبيعت به نوعي است‌ كه هميشه ممكن است تركيبات تازه‌اي به‌وجود آيد؛ از قبيل گونه‌هاي جديد گياهان و جانوران كه در گذشته به‌وجود آمده و به همان ترتيب مي‌تواند در آينده هم به‌وجود آيد. او